suks
پیام بزار.
سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل
بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم
بنام انکه اشک راآفريد تا آتش جنگلهاي عشق را خاموش کند
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم…
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم…
تو چیستی که از هر موج تبسم تو…
بسان قایق سرگشته ی روی مردابم...
دوست دارم شب را به غم سر کنم ٬ دفتری را از اشک چشمم تر کنم ،
نام آن دفتر نهم دیوان عشق ٬ عشق را عنوان آن دفتر کنم
.یکی
دلش به صد دل بنده..
2. یکی صد دل, به یه دل می بنده..
3.یکی یه دل , به یه دل می بنده و تا
اخر پایبنده..
4.یکی نمی دونه دلش به کی بنده..
5.یکی هر بار به یکی دل می بنده..
6.یکی دل می بنده که بخنده..
7.یکی هم دلش اکبنده , مونده به کی دل
ببنده
حالا تو دلت شماره چنده؟
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم…
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم…
تو چیستی که از هر موج تبسم تو…
بسان قایق سرگشته ی روی مردابم...
دوست دارم شب را به غم سر کنم ٬ دفتری را از اشک چشمم تر کنم ،
نام آن دفتر نهم دیوان عشق ٬ عشق را عنوان آن دفتر کنم…
بخواب همچو مهتابی که آرام پشت کوه ها می رود و مرا از پرتوش بی نصیب می دارد
تو نیز بخواب و مرا از عشقت بی نصیب دار
باشد که عشق در وجوت بماند،
و آنچنان وجودت از عشق آکنده شود که ذره ذره ی وجودت را بگیرد
آنگاه عشق از وجوت سرریز شود…
باشد که پرتوی از ذره های لبریز شده اش به من بتابد
و مرا از زمین و زمان بی نیاز سازد
ای امید نا امیدی های من